![]() |
![]() |
|
|
ای هد هد صبا به سبا میفرستمت
بنگرکه ازکجا به کجا میفرستمت
سلام بچه ها امروز تولدمه تولد تولد تولدم مبارک بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی
تولدم مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 خرداد1390ساعت 11:31 توسط دل شکسته |
|
|
ای تو در طیف كلامت ، نور عشق ای تو در تعبیر نامت شور عشق ای سكوتت خلسه شبهای من ای تو نامت آیه لبهای من ای تو موج گیسوانت آبشار ای صدایت دلنشین چون جویبار ای نگاهت صادق و بی ریب و رنگ جان اگر خواهی نثارت بی درنگ من سرا پا خواهش تو بی نیاز شعر من گویای این سوز گداز برگ پاییزم اسیر دست باد سر نوشتم را غمت تغییر داد تا كه چشمت را به چشمم دوختی با نگاهت هستی ام را سوختی........... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 اردیبهشت1390ساعت 15:27 توسط دل شکسته |
|
|
خدایا چی بگم؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!! !!!!!!!!! !!!!!! !!!! !!! !! ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 دی1389ساعت 10:33 توسط دل شکسته |
|
|
سلام دوستان امروز تولده، هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امروز تولد کسیه که واسم خیلی عزیزه اسمشو نمیگم اما بدونید خیلی واسم ارزش داره حالام با صدای بلند میخوام بگم
تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 مهر1389ساعت 11:9 توسط دل شکسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 شهریور1389ساعت 15:49 توسط دل شکسته |
|
|
بچه ها من عاشق این شعر و فیلم سنتوریم چه خاطره هایی که از این فیلم و از اون زماون دارم
رفیق من سنگ صبور غمها به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم چه روزای رو به زوالی دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 19:37 توسط دل شکسته |
|
|
بیا و سکوت شب ها و سردی انتظارم را فراری بده . بیا و بازگشت را به من هدیه کن .
بیا و صفحه ی سپید دفترم را بهبود بخش.
بیا و پرستو وار به پرواز در آییم .
بیا و دوباره اشکهایم را زیر انگشتانت پنهان کن.
بیا و سردی زمستان وجودم را گرما بخش.
بیا و ناله ها ی مبهم پاییز را فروکش کن.
بیا و با هم باشیم......
بیا و پیله های تا ریکی را ویران کنیم.
بیا و با هم طلوع کنیم .
بیا و غبار و دانه ها را از دل بزداییم .
بیا و هزاران واژه ی بی صفا را معنا کنیم .
بیا و به دلتنگی غروب خوش آمد بگوییم.
بیا و به شقایق خبر خوش زندگی دهیم.
بیا و با بوی خوش یاس فضا را زینت دهیم.
بیا و به سرزمینمان بر گردیم.
بیا و با هم باشیم..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 13:33 توسط دل شکسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 12:56 توسط دل شکسته |
|
|
سلام دوستان امشب آخرین شب قدر هستش و چشم خیلی از آدما به دعای شما عزیزان ،امشب آخرین شبی که میتونی از خدا طلب رحمت و بخشش کنیم (خودمو میگم :آهای پسرک دلشکسته امشب شبی که باید زار بزنی باید فریاد بزنی و توبه کنی،وای به حالت اگه امشب بگذره و توبه نکنی،آهای دلشکسته امشب میتونی هر چی از خدا میخوای بگیری امشبو از دست نده) دوستای گلم تورو خدا امشبو از دست ندید اگه این دو شب نتونستید برید دم خونه خدا امشب میتونید جبران کنید ی خواسته ای از شما دارم و بهتون التماس میکنم که این کارو واسم انجام بدید،قسمتون به خدا،قسمتون میدم به صاحب این شب ها آقامون ،مولامون علی،واسه منم دعا کنید بگید پسرک دلش بدجوری شکسته بگید بدجوری داغونه بگید بدجوری تنهاست به همتون التماس میکنم واسم دعا کنید
راستی محسن یادتون نره تو این شبا چشمش به دعای ماست و از ما میخواد با دعامون کمکش کنیم ،فکر کنید دوست شما بوده و ازکنارتون رفته
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 12:34 توسط دل شکسته |
|
|
سلام دوستان امیدوارم حال همتون خوبه خوب و زندگی به کامتون شیرین باشه از این که تو این مدت اومدید و به من دلداری دادید بسیار بسیار ممنونم امیدوارم بتونم جبران کنم امسال تا الان سال خیلی خیلی بدی واسم بوده نمیدونم چکار کنم پشت سر هم دارم بد میارم همه عزیزام دارن از پیشم میرن خیلی خیلی زود دیر میشه با آرزوی قبولی طاعاتتون التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 شهریور1389ساعت 13:52 توسط دل شکسته |
|
|
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه فقط تو آغوش خودم دغدغه ها تو جا بذار مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن
سلام دوستان از این که ی مدتی نبودم معذرت میخوام سرم خیلی خیلی شلوغه از ی طرف بد بیاریه زندگی از ی طرفم مشغله کاریو درسی نمیزاره که من بیامو باهاتون درد دل کنم،دوستان گلی که دارید این متنو میخونید نمیخوام ناراحتتون کنم اما چند روز پیش یکی از دوستام از دنیا رفت اسمش محسن بود خیلی با هم صمیمی بودیم اما تنهام گذاشتو رفت از همتون میخوام برای شادی روحش ی فاتحه و
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت 12:10 توسط دل شکسته |
|
|
از اینور اونور شنیدم داری عروس میشی گلم مبارکت باشه ولی آتیش گرفته این دلم خیال میکردم با منی عشق منی مال منی فکر نمیکردم ی روزی راحت ازم دل بکنی باور نمیکردم بخوای راس راسی تنهام بذاری آخه ی عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری گفته بودی عاشقمی به پای عشقم میشینی میگفتی هر جا که باشی خودتو با من میبینی رفتی سراغ دشمنم ی پست نامرد حسود یکی که حتی به خدا لنگه کفشمم نبود بود به ذهنشم نمیرسید حتی نگاش کنی ی روز آخ که چه دردی میکشم ای دل بیچاره بسوز با این همه ولی هنوز عشقت برام مقدسه همین که تو شاد باشیو بخندی واسم بسه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 خرداد1389ساعت 10:16 توسط دل شکسته |
|
|
مادر مادرم روزت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 10:36 توسط دل شکسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 خرداد1389ساعت 9:51 توسط دل شکسته |
|
|
همه میگن که گناهه .................................عشق پاک من به چشمات
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 خرداد1389ساعت 12:20 توسط دل شکسته |
|
|
دل من چه خرد سال است،ساده می خندد،ساده می نگرد،ساده می پوشد،دل من ازتبار دیوار های |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 خرداد1389ساعت 11:52 توسط دل شکسته |
|
|
اصلا حالم خوب نیست با کسی حرف نمیزنم،همه از من ناراحتن آخه هیچکدومشون نمیدونن من چم شده، همه داستانو تو جمله پایین میفهمید امیدوارم درکم کنید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 اردیبهشت1389ساعت 13:55 توسط دل شکسته |
|
|
اون که یه وقتی تنها کسم بود ... تنها پناه دل بی کسم بود ... تنهام گذاشت و رفت از کنارم ... از درد دوریش من بی قرارم خیال می کردم پیشم می مونه ... ترانه ی عشق واسم می خونه ... خیال می کردم یه هم زبونه ... نمی دونستم نامهربونه با اینکه رفته اما هنوزم ، از داغ عشقش دارم می سوزم ... فکر و خیالش همش باهامه ... هر جا که میرم جلو چشامه دلم می خواد تا دووم بیارم ... رو درد دوریش مرحم بذارم ... اما نمیشه راحی ندارم ... نمی تونم من طاقت بیارم نمی تونم من طاقت بیارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 اردیبهشت1389ساعت 10:23 توسط دل شکسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 10:54 توسط دل شکسته |
|
|
توجه توجه
بچه ها این وبلاگ هر روز آپ میشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 اردیبهشت1389ساعت 11:1 توسط دل شکسته |
|
|
سلام بچه ها چند روز پیش تو وبلاگ یکی از خانومایی که ادعای عاشق بودن میکنن ی مطلب خوندم که کپ کردم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 فروردین1389ساعت 12:26 توسط دل شکسته |
|
|
كاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم كرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 فروردین1389ساعت 19:21 توسط دل شکسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 فروردین1389ساعت 14:58 توسط دل شکسته |
|
|
گنجشک با خدا قهر بود…
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که
دردهایش را در خود نگاه میدارد…
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،
گنجشک هیچ نگفت و…
خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه کلامش بست…
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو
از کمین مار پر گشودی.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به
دشمنی ام برخاستی!
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 فروردین1389ساعت 10:58 توسط دل شکسته |
|
|
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید چراا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم .تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟ من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم ، ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی، دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 فروردین1389ساعت 11:41 توسط دل شکسته |
|
|
خدایـــا دلــــــم بـــاز امشب گــــــرفته.!!
بیــــــا تا کمی با تـــو صـــــحبت کنـــم...
بیا تا دل کوچــــــــــکم را
خدایـــا فقــــط با تـــو قسمت کنم..!
خدایـــــا بیــا پشت آن پنــجــره..
که وا می شود رو به ســــــوی دلــــــــم!!
بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن..
که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!
خدایـــا کمـــک کـــن :
که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد..
کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...
مبـــادا بمیـــرد...!!!
خــــدایــا دلــــــم را
که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت..
اگر چه شــــــکســــــته!!!
شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 فروردین1389ساعت 11:33 توسط دل شکسته |
|
|
سلام
دوباره سلام من تورو میخوام خوبید بچه ها کم پیدایید مپثل این که داستانم خیلی شما را اذیت کرده آره ، آخه خیلی کم سر میزنید واسه همین میگم. مگه قرار نشد با من دوست باشید چند تا شعر باحال میخوام که بزارم تو وبلاگ اگه دارید بهم بگید تا بزارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 فروردین1389ساعت 11:18 توسط دل شکسته |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 فروردین1389ساعت 9:20 توسط دل شکسته |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 فروردین1389ساعت 14:46 توسط دل شکسته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1390 اردیبهشت 1390 دی 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 |
|
RSS
|